هوچی‌گری‌های زیان‌بار

فایل PDF
والا من نمی‌خواستم این حرف‌ها را حالا و به این شکل بگویم، مطلب شهید می‌شود به قول معروف ولی راستش از دیروز که این جمله‌ی رهبری مبنی بر امکان «تبدیل نظام ریاستی به پارلمانی در آینده‌ی احتمالا دور» شده است پیراهن عثمان جرس

بیشتر بخوانید
خوان هفتم

دانشگاه تهران
دانشکده علوم اجتماعی
 
جلسه‌ دفاع‌ از پایان‌نامه دکتری با عنوان
بررسی انتقادی فرآیندهای تولید علوم اجتماعی در ایران
(با تاکید بر رشته‌ی جامعه‌شناسی)
 
استاد راهنما:
دکتر محمد توکل
 
اساتید مشاور:
دکتر علی پایا
دکتر علیرضا محسنی تبریزی
 
اساتید داور:
بیشتر بخوانید

قهقرا

نوشته است: “اذهان تحریک شده را در تعلیق نگه داشتن کار بدی است”. نویسنده لابد حواسش نیست که بی‌دلیل دیگری را متهم به نه فقط تحریک ذهنِ دیگران، بلکه بیش از آن متهم به “در تعلیق نگه داشتن آن اذهانِ تحریک شده کردن”، نویسنده لابد

بیشتر بخوانید
مناسک جمعی

راستش یک ایده‌ای به ذهن من رسیده است در خلال همین ماه مبارک که البته خیلی خام است هنوز اما چنان‌که مستحضرید بنده فی‌الحال پایان‌نامه دارم فلهذا عجالتا وقت ندارم بنشینم سرش تا این دم بکشد و پخته شود و غیره؛ از طرف دیگر هلال

بیشتر بخوانید
بازی اقلیت 2

فایل تر و تمیز pdf
طرح مساله:
خاتمی بیاید یا نیاید؟ قبل‌ترش از دموکراسی به مفهومی غیراخلاقی و دموکراسی به مفهومی اخلاقی و دموکراسی به معنای قدرت منفی یا تهدید به برکناری گفته بودم و این‌همه صغری کبری چیده بودم که ته‌اش برسم به

بیشتر بخوانید
بازی اقلیت 1

فایل تر و تمیزِ pdf
چکیده: این متن در ادامه‌ی پستِ «اهمیت اقلیت بودن» منتشر می‌شود و سه اصل کلی حاکم بر بازی یک گروه اقلیت در عرصه‌ی سیاست را شرح می‌دهد که عبارتند از: 1- پایبندی عملی به فرضِ اقلیت بودن و عدم تلاش

بیشتر بخوانید
ادامه‌ تحصیل در خارج از کشور؛ رشته‌های علوم اجتماعی

کارگاه یک روزه
 ادامه تحصیل در خارج از کشور؛ چرایی و چگونگی
برای دانشجویان رشته‌های علوم اجتماعی
 هشت نفر از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان علوم‌اجتماعی در کانادا و آمریکا و اروپا درباره‌ی تجربیات‌شان حرف می‌زنند. درباره‌ی تصمیم‌شان برای رفتن، چگونگی پذیرش و کمک هزینه تحصیلی، کیفیت

بیشتر بخوانید
اجماع دموکراتیک و اقلیت سازمان‌یافته 2

اما این طرح چگونه می‌توانست آن مسائل پنج‌گانه را اگر نه از بین ببرد، لااقل کمرنگ‌تر کند. بگذارید یکی یکی جلو بروم و در باب هر مساله مزایای طرح را شرح دهم.

1- جایگزینی اجماع دموکراتیک به جای اجماع مبتنی بر ریش‌سفیدی

به گمانم این مورد آن قدرها نیاز به توضیح ندارد. گفتیم که اجماع مبتنی بر ریش‌ سفیدی دو مشکل اصلی داشت: یکی هدر دادن وقت و انرژی فزاینده در جلسات و بحث‌های بی‌پایان برای دست‌یابی به اجماع و دوم و مهم‌تر از آن، سرشکن نشدن هزینه‌ی شکست احتمالی بر روی بدنه‌ی حامیان و پرداخت هزینه از سوی تعداد محدودی از تصمیم‌گیرندگان اصلی و به دنبال آن از بین رفتن همه‌ی آن سرمایه و شبکه‌ی اجتماعی‌ای که پیش از هر انتخابات شکل می‌گرفت.

بیشتر بخوانید
اجماع دموکراتیک و اقلیت سازمان‌یافته 1

خب کجا بودیم؟ پاییز 86 و انتخابات مجلس که قرار بود اسفند ماه همان سال برگزار شود. گفتیم که از نظر ما، اصلاح‌طلبان لااقل با پنج مساله‌ی اساسی روبرو بودند که این طرح قرار بود برای‌شان راه‌حلی پیدا کند. این مسائل عبارت بودند از:

1- اجماع مبتنی بر ریش‌سفیدی که گذشته از هزینه‌زا بودن و تلف کردن وقت و انرژی برای دست‌یابی به اجماع، هزینه‌های شکست را بر روی افراد محدودی سرشکن می‌کرد و این باعث از بین رفتن همه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی‌ای می‌شد که پیش از هر انتخابات شکل می‌گرفت و پس آن و به دنبال شکست، یک‌شبه بر باد می‌رفت.

2- بدنه‌ی اجتماعی متکثر و فردگرا که زیر بار هیچ نوع رای تشکیلاتی و از بالا نمی‌رفت.

3- عدم دسترسی به رسانه‌های فراگیر و کمبود شدید بودجه و امکانات تبلیغی، به خصوص در مقایسه با رقیبی که تمام امکانات دولتی را یک‌جا در دست داشت.

در کنار این سه مساله‌ی داخلی، دو مشکل بیرونی هم وجود داشت که دست‌کمی از مسائل داخلی نداشت: یکی ردصلاحیت‌های گسترده‌ی نیروهای اصلاح‌طلب از سوی شورای نگهبان و دیگری شبهه‌ی قدرت‌طلبی اصلاح‌طلبان در میان عامه‌ی مردم به عنوان کسانی که جز منافع شخصی و گروهی و بازگشت به صحنه‌ی قدرت هدف دیگری ندارند.

بیشتر بخوانید
چه کسی هزینه‌ی شکست را می‌پردازد؟

معین را دیدیم یکی از همان شب‌هایی که جلوی اوین شده بود پاتوق شبانه‌مان. پسرش گرفتار بود آن روزها؛ یک شب دیدیم‌اش بین جمعیت، تنها و کم‌وبیش تک‌افتاده، هی دور و بر را نگاه کردم ببینم چند نفر از آن جمعیت دویست سیصد نفری می‌شناسندش، چند نفر می‌روند جلو حال و احوالش را می‌پرسند، خبری نبود، من و پدر و چند نفر دیگر رفتیم جلو و چند کلمه‌ای حرف زدیم در مایه‌های شما هم حتی و آخر چرا و الخ. لبخند غمگینانه‌ای زد و گفت ما برای همدلی با مردم آمده‌ایم؛ مردم اما هیچ حواس‌شان به او نبود، حالا یا نمی‌شناختندش یا حوصله‌اش را نداشتند یا برای‌شان شکست تلخ چهار سال پیش را تداعی می‌کرد و ازش شاکی می‌شدند یا…به‌هرحال کاری به کارش نداشتند آن‌قدرها. آن‌طرف‌تر که رفتیم پدر سرش را تکان داد و به سبک «مملکته؟» گفت: چه کسی باورش می‌شود این آدم یک روزی کاندیدای ریاست‌جمهوری این مملکت بوده است، من رویم را برمی‌گردانم سمت دیگر و فکر می‌کنم نه فقط یک کاندیدا، کاندیدایی که یکی از پیش‌روترین برنامه‌های دموکراسی‌خواهی را در این مملکت ارائه کرده است و لااقل چهارمیلیون رای داشته است و …چه کسی باورش می‌شود واقعا؟

بیشتر بخوانید