:(

غمگینم، زنگ زدم پس از کلی سر دوانده شدن، بالاخره نتیجه‌ی ارزیابی پروپوزالی را گرفتم که چهار پنج ماه پیش به جایی ارائه کرده بودم: رد شده. دلیل هم نمی‌گویند طبعا، همین فقط می‌گویند رد شده. برای این پروپوزال زحمت زیاد کشیدم، یعنی بعد از

بیشتر بخوانید
به صدای زمین گوش کن: هژمونی متن

منظورم این است که متن همه چیز این نمایش بود، در مقایسه با متن، دیگر اجزای نمایش از بازیگرها بگیر تا رنگ و موسیقی و نور و دکور، همه حاشیه‌هایی کمرنگ حول و حوش متن به شمار می‌آمدند. کل نمایش یک‌جور دکلمه‌ی متن بود با

بیشتر بخوانید
در نقد ترجمه‌ی واقعیت*

فایلPDF
*این یادداشت را برای وبلاگ ننوشته‌ام، برای شماره‌ی ۱۳ و ۱۴ خبرنامه‌ی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و  ارتباطات نوشته‌ام و ناگزیر به همین زبان رسمی معوجی نوشته‌ام‌اش که آدم را از خواندن و نوشتن سیر می‌کند:( کل خبرنامه را می‌توانید از این آدرس (+)

بیشتر بخوانید
چادر، حجاب برتر یا حجاب آدم‌های برتر

ظاهرا یک تناقضی وجود دارد، از طرفی در و دیوار این شهر پر است از انواع جملات و بنرها و پوسترهایی که زنان جامعه را به استفاده از چادر به عنوان حجاب برتر فرا می‌خوانند و از طرفی در تولیدات یکی از اصلی‌ترین نهادهای موثر

بیشتر بخوانید
بحران انتظارات فزاینده

به قول معروف، شما یادتون نمی‌یاد، اما زمانی نه‌چندان دور مرغ غذای اعیانی به حساب می‌آمد، مثل این چند سال اخیر نبود که اگر شما مرغ می‌گذاشتی جلوی مهمان، به معنای این بود که باهاش ندار بوده‌ای و نمی‌خواسته‌ای خودت را خیلی به زحمت بیندازی

بیشتر بخوانید
از ناخمن و داستان‌های دیگر

این یکی از آن پست‌های بیات شده‌ی توی صف مانده است، خیلی قبل نوشته شده است، بیستم خرداد یا همان حوالی انگار.
نمی‌توانم بنویسم، انگار انگشت‌هایم خشک شده، هزارتا مطلب هست که باید بنویسم، مقاله هست، یادداشت هست، پست‌های وبلاگ هست، هزارتا ای‌میل بی‌جواب مانده

بیشتر بخوانید
زن سی ساله*

باز هم یکی از آن پست‌های زیادی شخصی، زیادی بلند، مطمئن نیستم حتی اگر کسی پایه باشد و این‌همه را بخواند، ازش سر در بیاورد لزوما؛ گو این‌که همه‌اش درباره‌ی من است و  این‌ احتمالا مشام‌های حساس به خودشیفتگی را می‌آزارد؛ توصیه‌اش نمی‌کنم خلاصه، پس

بیشتر بخوانید