در جست‌وجوی کلیت از دست رفته*

چرا بسیاری از تحصیل کردگان رشته‌ها‌ی فنی – مهندسی به رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی تغییر رشته می‌دهند؟ انگار نه انگار که چقدر برای قبول شدن در یکی از رشته‌های اسم و رسم‌دار مهندسی در یکی از دانشگاه‌های معتبر زحمت و استرس به جان خریده‌اند.

بیشتر بخوانید
حال

رفتم تره‌بار خیار و گوجه و فلفل سبز خریدم به علاوه‌ی ماکارونی و قارچ و دلچسب‌تر از همه شکلات و خرما. تازگی‌ها این‌طور شده‌ام، چایی خوردنِ شیره‌ای‌وارم سر جای‌اش است اما تازگی‌ها زده‌ام توی خط خرما، نمی‌دانم چه‌ام شد یک‌هو، از یک وقتی دیگر کاکائو

بیشتر بخوانید
:(

غمگینم، زنگ زدم پس از کلی سر دوانده شدن، بالاخره نتیجه‌ی ارزیابی پروپوزالی را گرفتم که چهار پنج ماه پیش به جایی ارائه کرده بودم: رد شده. دلیل هم نمی‌گویند طبعا، همین فقط می‌گویند رد شده. برای این پروپوزال زحمت زیاد کشیدم، یعنی بعد از

بیشتر بخوانید
به صدای زمین گوش کن: هژمونی متن

منظورم این است که متن همه چیز این نمایش بود، در مقایسه با متن، دیگر اجزای نمایش از بازیگرها بگیر تا رنگ و موسیقی و نور و دکور، همه حاشیه‌هایی کمرنگ حول و حوش متن به شمار می‌آمدند. کل نمایش یک‌جور دکلمه‌ی متن بود با

بیشتر بخوانید
در نقد ترجمه‌ی واقعیت*

فایلPDF
*این یادداشت را برای وبلاگ ننوشته‌ام، برای شماره‌ی ۱۳ و ۱۴ خبرنامه‌ی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و  ارتباطات نوشته‌ام و ناگزیر به همین زبان رسمی معوجی نوشته‌ام‌اش که آدم را از خواندن و نوشتن سیر می‌کند:( کل خبرنامه را می‌توانید از این آدرس (+)

بیشتر بخوانید
چادر، حجاب برتر یا حجاب آدم‌های برتر

ظاهرا یک تناقضی وجود دارد، از طرفی در و دیوار این شهر پر است از انواع جملات و بنرها و پوسترهایی که زنان جامعه را به استفاده از چادر به عنوان حجاب برتر فرا می‌خوانند و از طرفی در تولیدات یکی از اصلی‌ترین نهادهای موثر

بیشتر بخوانید
بحران انتظارات فزاینده

به قول معروف، شما یادتون نمی‌یاد، اما زمانی نه‌چندان دور مرغ غذای اعیانی به حساب می‌آمد، مثل این چند سال اخیر نبود که اگر شما مرغ می‌گذاشتی جلوی مهمان، به معنای این بود که باهاش ندار بوده‌ای و نمی‌خواسته‌ای خودت را خیلی به زحمت بیندازی

بیشتر بخوانید