چادر، حجاب برتر یا حجاب آدم‌های برتر

ظاهرا یک تناقضی وجود دارد، از طرفی در و دیوار این شهر پر است از انواع جملات و بنرها و پوسترهایی که زنان جامعه را به استفاده از چادر به عنوان حجاب برتر فرا می‌خوانند و از طرفی در تولیدات یکی از اصلی‌ترین نهادهای موثر

بیشتر بخوانید
بحران انتظارات فزاینده

به قول معروف، شما یادتون نمی‌یاد، اما زمانی نه‌چندان دور مرغ غذای اعیانی به حساب می‌آمد، مثل این چند سال اخیر نبود که اگر شما مرغ می‌گذاشتی جلوی مهمان، به معنای این بود که باهاش ندار بوده‌ای و نمی‌خواسته‌ای خودت را خیلی به زحمت بیندازی

بیشتر بخوانید
از ناخمن و داستان‌های دیگر

این یکی از آن پست‌های بیات شده‌ی توی صف مانده است، خیلی قبل نوشته شده است، بیستم خرداد یا همان حوالی انگار.
نمی‌توانم بنویسم، انگار انگشت‌هایم خشک شده، هزارتا مطلب هست که باید بنویسم، مقاله هست، یادداشت هست، پست‌های وبلاگ هست، هزارتا ای‌میل بی‌جواب مانده

بیشتر بخوانید
زن سی ساله*

باز هم یکی از آن پست‌های زیادی شخصی، زیادی بلند، مطمئن نیستم حتی اگر کسی پایه باشد و این‌همه را بخواند، ازش سر در بیاورد لزوما؛ گو این‌که همه‌اش درباره‌ی من است و  این‌ احتمالا مشام‌های حساس به خودشیفتگی را می‌آزارد؛ توصیه‌اش نمی‌کنم خلاصه، پس

بیشتر بخوانید
کافکا در کرانه: جهان استعاره و اسطوره و…خاطره

«کافکا در کرانه» تمام شد، ۶۰۰ صفحه کتاب را یک‌جا بلعیدم، در کمتر از یک روز، دست خودم نبود، نمی‌توانستم مکث کنم، گهگاه بلند شده‌ام به کارهای ضروری روزمره رسیده‌ام، چند ساعتی خوابیده‌ام مثلا، غیر از این‌ها اما یک‌نفس خوانده‌ام و حالا سرشارم، از چه

بیشتر بخوانید
همین‌طوری ۲

همین الان چک کردم، تلفن هنوز قطع است، کابل یک جایی خراب شده و تلفن‌مان از دیروز قطع است، این‌ یعنی این‌که اینترنت هم ندارم عجالتا. توی حیاط نشسته‌ام، باد می‌آید، گهگاه صدای تق تق قطره‌های باران که می‌خورد روی حصیر و البته بوی‌اش، بوی

بیشتر بخوانید
همین‌طوری

امیر رفته است یزد، ساره آمده است این‌جا، معمولا این‌طوری است، آخر هفته‌هایی که امیر می‌رود یزد من ساره را دعوت می‌کنم بیاید این‌جا جشنواره‌ی انجام کار راه بیندازیم، منظور این است که هی آدم به آن‌یکی که مشغول خواندن یا نوشتن

بیشتر بخوانید