زن و تغییر اجتماعی: کنشگری جنبشی ـ اجتماعیِ زنان

کانون اندیشه جوان در ادامه سلسله‌نشست‌های معرکه، در آبان‌ماه ١۴٠٢ نشستی با موضوع «زن و تغییر اجتماعی: کنشگری جنبشی ـ اجتماعیِ زنان» برگزار کرد. در این نشست که با حضور بهاره آروین، عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس و علیرضا بلیغ، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد، به بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل مرتبط با کنشگری اجتماعی زنان و زمینه‌های تغییرات اجتماعیِ به وجود آمده در این راستا پرداخته شد. فایل تصویری این نشست را می‌توانید در اینجا ببینید.

بیشتر بخوانید
آسیب‌شناسی وضعیت دانشگاه‌ها در گفت‌وگوی شفقنا با بهاره آروین و مقصود فراستخواه

دانشگاه از مهم‌ترین نهادهای تولید علم و نقش‌آفرین در توسعه پایدار است؛ اما این نهاد برای احیا و به‌روز شدن خود همیشه به فعال بودن فضای نقد و تحلیل و پژوهش و ارتقای ساختار و وضعیت آموزش و نحوه جذب اساتید و دانشجو نیازمند است. بر همین اساس، اتاق گفت‌وگوی شفقنا در مصاحبه‌ای تفصیلی با دو استاد دانشگاه دکتر بهاره آروین و دکتر مقصود فراستخواه به بررسی و آسیب‌شناسی وضع موجود در دانشگاه پرداخت.

بیشتر بخوانید
بررسی علل افول سرمایه اجتماعی در گفت‌وگو با بهاره آروین و میثم مهدیار

ایران اقتصادی: سال‌هاست در تورم زندگی می‌کنیم، طوری که کم کم به وضعیت تورمی معتاد شده‌ایم. اگر روزی اقتصاد و معیشت‌مان درست و باب میل‌مان شود؛ از اینکه دیگر موضوعی برای حرف زدن و انتقاد نداریم، افسرده خواهیم شد. شاید به همین دلیل است که این روزها با پدیده‌ای مواجه شده‌ایم که با دست خود جلوی تصمیمات درست را می‌گیریم، یعنی اگر مسئولین مربوطه تصمیم و اقدام درست و کارشناسی‌شده‌ای بگیرند، تغییر ملموسی در زندگی ما ایجاد نمی‌کند. مضاف بر اینکه ممکن است به دلیل بی‌اعتمادی، جلوی اجرایی شدن تصمیمات درست را هم بگیریم. اقتصاد‌دانان برای این امر کاری نمی‌توانند بکنند. راه‌حل این مشکل در دست جامعه‌شناسان است. میثم مهدیار که دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی از دانشگاه علامه طباطبایی است و پیش از این معاونت پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی و مشاورت دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور بوده است به همراه بهاره آروین، عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس و دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران در این میزگرد به چیستی و چرایی سرمایه اجتماعی پرداخته‌اند و ضمن آن راه‌های رفع بی‌اعتمادی را با هم مطرح کردند.

بیشتر بخوانید
کپی برابر اصل: درباره شباهت‌ شیوه‌های مداخله فرهنگی حکومت در جمهوری اسلامی و پهلوی

جایی در این مصاحبه در خصوص پیامدهای اجتماعی لایحه حجاب و عفاف گفتم که وضعیت مداخله حکومت در حوزه فرهنگ و ورودش به‌نفع یکی از طرفین منازعه فرهنگی بر سر پوشش به گونه‌ای است که گویی برخی مسئولین در جمهوری اسلامی از روی دست مسئولین دوره پهلوی دیکته می‌نویسند!

وقتی متن زیر را در این کانال دیدم، جزئیات دو دیکته نوشته شده آنچنان تشابه حیرت‌انگیزی داشت که فکر کردم شاید متن ساختگی باشد، این شد که به منبع ذکر شده مراجعه کردم اما دیدم گرچه صفحه نقل‌قول به اشتباه درج شده اما اصل متن صحت دارد. واقعاً این حد از تشابه غریب و باورنکردنی است؛ گرچه تأییدیه روشنی است بر اینکه حکمرانی در عرصه‌های مختلف بیش از آن‌که ناشی از ایدئولوی حکومت باشد، ناشی از ساختارها و سنت‌ها و رویه‌های دستگاه اجرایی دولت یا همان بوروکراسی و دست‌اندازی‌ها و زیاده‌خواهی‌های معمولِ بوروکراتیک است.

 گویا در آن زمان این طرح اجرایی نشد اما جالب توجه است که ثمره ۵۰ سال تلاش‌هایی مشابه در پهلوی اول و دوم، انقلاب اسلامی بود. انقلابی که از قضا به مدد سرشکن شدن نفرت از حکومت بر سر آن شکل از سبک زندگی که پهلوی حامی آن بود و برساخته شدن بی‌حجابی به‌عنوان نماد همسویی با حکومت گذشته، در مدتی کوتاه موفق شد روسری را به‌عنوان جزء ضروری پوشش نیمی از جمعیت کشور فراگیر کند.

بیشتر بخوانید
همه می‌بازیم

دعوای حجاب برنده ندارد؛ کمتر منازعه‌ای در جامعه ایران را سراغ دارم که به اندازه دعوای حجاب پتانسیل فعال کردن شکاف‌های اجتماعی و فروپاشی جامعه از درون را داشته باشد؛ دعوای بین فقیر و غنی، بین مرکز و حاشیه، منازعات قومی ـ مذهبی و دیگر منازعاتی از این دست هیچ‌کدام به اندازه دعوای حجاب پتانسیل از بین بردن «ما»ی فرهنگی و ذهنی در جامعه ایران را ندارد. دقیقاً به همین دلیل هم دشمنان خارجی، حساب ویژه‌ای برای شدت بخشیدن به این دعوا باز کرده‌اند و بخش‌هایی از حکومت هم در کمال ناآگاهی و نابخردی در این تله افتاده‌اند. نمونه‌اش همین لایحه حجاب و عفاف که ضررش مثل خیلی قوانین غیرقابل اجرای دیگر، فقط به باج‌گیری موردی و سلیقه‌ای برخی ماموران حکومتی از شهروندان محدود نمی‌شود؛ اینکه مشکل عمومی و صدی نود از قوانین ماست؛ علاوه بر این، پیامد اصلی زیان‌بار و جبران‌ناپذیر این لایحه به‌طور خاص در صدمه زدن به انسجام اجتماعی و تضعیف «ما»ی فرهنگی و اجتماعی است.

اما چرا و چطور موضوع حجاب دارای چنین پتانسیل سنگینی در بحث انسجام اجتماعی است؟ در گفت‌وگوی ضمیمه استدلال کرده‌ام که منازعه بر سر استانداردهای پوشش، منازعه‌ای فرهنگی (و نه صرفاً مذهبی) و بالقوه تنش‌زاست، یعنی حتی اگر حکومت هیچ کاری هم به این موضوع نداشته باشد، این منازعه فرهنگی بالقوه پتانسیل تنش‌زایی میان افراد با عقاید مختلف در جامعه را دارد. مدت‌ها جامعه تلاش کرده است این دعوا را به شیوه‌ای کم‌تنش مدیریت کند و همزیستی تا حد امکان مسالمت‌آمیز آدم‌ها با عقاید مختلف در زمینه پوشش را در کنار یکدیگر امکان‌پذیر کند، اما ورود حکومت به این منازعه فرهنگی و تبدیل آن به منازعه سیاسی، تمام تلاش‌های جامعه را بر باد می‌دهد چراکه ورود حکومت به‌نفع یکی از طرفین منازعه باعث می‌شود شکاف و تضاد تاریخی دولت ـ ملت این‌بار در جامعه و بین گروه‌های اجتماعی سرشکن شود و آن فاصله و خشم و نفرتی که مردم به‌صورت تاریخی نسبت به ناکارآمدی‌های حکومت احساس می‌کنند، این‌بار نسبت به برخی اقشار و گروه‌ها در جامعه فرافکنی شود و این‌چنین می‌شود که در این منازعه نه فقط حکومت که از مدت‌ها پیش به‌دلیل ناکارآمدی‌هایش باخته است، بلکه این‌بار کل جامعه و «ما»ی فرهنگی است که می‌بازد. به همین دلیل است که می‌گویم دعوای حجاب برنده ندارد و حامیان و مخالفان حجاب، حکومت و جامعه، همه در آن می‌بازیم.


بیشتر بخوانید