تنوع شعارهای انتخاباتی یا تنوع کاندیداها؟ مساله این است!

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است دوشنبه, ۱۲ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۳:۳۸ ب.ظ

این پست، متن کوتاه و سرراستی است از نویسنده‌ی مهمان، جناب آقای میثم هاشم‌خانی (تاکیدات متن البته از من است)؛ این هم فایل  ‌pdfاش برای ای‌میل احتمالی به فک‌وفامیل و دوست و آشنا:)

کشوری را در نظر بگیرید که زنان حق کاندیداتوری در هیچ انتخاباتی را نداشته و فقط مجاز به رای دادن در انتخابات­‌ها باشند. همچنین فرض کنید فضای سیاسی این کشور به حدی بسته است که فقط دو گروه سیاسی رقیب مجاز به کاندیداتوری در انتخابات باشند که هیچ­‌کدام هم به اصلاحات قانونی در راستای بهبود وضعیت حقوق زنان معتقد نیستند. اکنون اگر تعداد آرای این دو گروه بسیار نزدیک بوده و به علاوه هیچ­‌کدام این امید را نداشته باشند که بتوانند با ابزاری جز ابزار انتخابات گروه مقابل را حذف و خانه­‌نشین کنند، قابل انتظار است که شعارهای انتخاباتی زیادی در راستای بهبود وضعیت حقوق زنان مطرح شده و به تدریج اجرا شود.

طبیعتا شرط کلیدی برای افزایش سرعت چنین فرآیندی، آن است که گروه­های حامی حقوق زنان به طرق مختلفی خواسته­‌های واقع­‌بینانه‌ی خود را در معرض دید جامعه قرار دهند، به گونه­‌ای که برای دو گروه سیاسی مجاز به کاندیداتوری در انتخابات نیز قابل مشاهده باشد؛ خواسته­‌هایی که طبیعتا هر چه اصلاحات تدریجی­‌تری را مدنظر قرار دهند، تغییرات پایدارتری را به دنبال خواهند داشت.

اکنون اگر گروه­‌های حامی حقوق زنان در این کشور، به جای طرح خواسته­‌هایی ملایم و واقع­‌بینانه، تمام انرژی خود را بر تلاش برای اعطای حق کاندیداتوری زنان در انتخابات به کار گیرند، هم با مخالفت سنگین هر دو گروه سیاسی حاکم مواجه خواهند شد و در نتیجه هزینه سنگینی خواهند پرداخت، هم خود را از دستیابی تدریجی به خواسته­‌های کوچک­تر در راستای ارتقای وضعیت حقوق زنان، محروم خواهندکرد، به علاوه نوعی ائتلاف علیه حقوق زنان را، بین دو گروه سیاسی مذکور تقویت خواهند نمود؛ ائتلاف نانوشته­‌ای که باعث می­‌شود به تدریج طرح شعارهای انتخاباتی در زمینه بهبود وضعیت حقوق زنان، به حاشیه رانده شود.

در مجموع، به نظر می­‌رسد که در کشوری با شرایط امروز ایران (یعنی در شرایط عدم حضور چهره­‌های کاریزماتیک در انتخابات­‌ها، حذف اکثریت قاطع نیروهای اصلاح­‌طلب، و نیز رقابت سنگین بین چند گروه سیاسی اصولگرا که فقط از طریق صندوق رأی قادرند یکدیگر را کنار بزنند)، میزان تنوع شعارهای انتخاباتی، به مراتب بیشتر از میزان تنوع کاندیداهای انتخاباتی بر وضعیت میان­‌مدت توسعه اجتماعی و سیاسی و نیز اقتصادی کشور تاثیرگذار خواهد بود. برای مثال حالتی را در نظر بگیرید که احمدی­‌نژاد در انتخاباتی پیروز می‌شد که شعارهای اصلی آن به عناوینی مانند “میزان اعتقاد به اسلام و اصل ولایت فقیه” اختصاص داشت. فکر نمی­‌کنید در آن صورت  بخش عمده‌ی برنامه­‌های اجرایی وی پس از پیروزی در انتخابات، با وضعیت فعلی متفاوت بود؟

تاثیر تنوع شعارهای انتخاباتی بر برنامه­‌های اجرایی کلان کشور، زمانی محسوس­‌تر می‌شود که در انتخابات­‌ها شاهد رقابت تنگاتنگ بین دو یا چند گروه سیاسی مختلف باشیم که از یک طرف پیروزی در انتخابات برای کلیه آنها اهمیت دارد و از طرف دیگر هم هیچ­‌یک از آنها قادر به حذف سیاسی و خانه­‌نشین کردن گروه­‌های دیگر نیست.

در چنین وضعیتی، با توجه به نزدیک بودن رقابت و اختلاف ناچیز گروه­‌های برنده و بازنده، هر گروه سیاسی انگیزه بسیار بالایی برای طرح شعارهایی به منظور جذب آرای کلیه گروه­‌های جامعه (حتی گروه­‌های بسیار کوچک) خواهد داشت. از طرف دیگر گروه سیاسی پیروز در انتخابات، پس از پیروزی، خود را تحت فشار سنگینی برای عمل کردن به وعده‌های خود می­‌بیند. چون در صورت عمل نکردن به شعارها، به سرعت در انتخابات­‌های بعد بازنده خواهد شد.

با این توضیحات، منطقی به نظر می­رسد که کلیه گروه­‌های طرفدار توسعه همه­‌جانبه کشور، حتی اگر مایل (و یا قادر) به کاندیداتوری در انتخابات نبوده و حتی اگر به عنوان یک رای­‌دهنده هم حاضر به شرکت در انتخابات نیستند، توان خود را به منظور تاثیرگذاری بر محتوای شعارهای رایج انتخاباتی به کار گیرند؛ و به عبارت دیگر نسبت به نحوه شکل­‌گیری زمین بازی رقابت سیاسی در انتخابات­‌های مختلف، بی­‌تفاوت نباشند.

جان کلام آنکه در حال حاضر، وضعیت سیاسی کشور شاهد وجود چند قطب سیاسی با رقابت نزدیک است که می­‌تواند بستر بالقوه مناسبی را برای اجرای برنامه­‌های کوچک مختلف در راستای ارتقای جنبه­‌های مختلف توسعه به همراه آورد؛ مشروط بر آنکه گروه‌های دغدغه­‌مند فعال در عرصه جامعه مدنی، فعالان شبکه­‌های اجتماعی مجازی، و نیز فعالان رسانه­‌های کوچک و بزرگ، به چنین حقیقتی واقف بوده و به جای تمرکز بخش عمده انرژی خود بر دعواهای داخلی، بحث در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، بحث در مورد کاندیداهای مختلف انتخاباتی و یا احیانا حمایت یا مخالفت با بعضی از آنها و امثالهم، انرژی خود را برای جهت‌دهی به شعارهای انتخاباتی مطرح­‌شده توسط گروه­‌های سیاسی مجاز به شرکت در انتخابات، متمرکز سازند.

نویسنده مهمان: میثم هاشم­‌خانی

m.hashemkhany@gmail.com



۱۷ نظر لـ تنوع شعارهای انتخاباتی یا تنوع کاندیداها؟ مساله این است!

  1. اکرم صادقی توسط:

    ۱۲ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۸:۳۸ ب.ظ

    به نظر می رسه مهمترین بخش استدلالتون چندان قابل دفع نباشه: “گروه سیاسی پیروز در انتخابات، پس از پیروزی، خود را تحت فشار سنگینی برای عمل کردن به وعده‌های خود می­‌بیند. چون در صورت عمل نکردن به شعارها، به سرعت در انتخابات­‌های بعد بازنده خواهد شد.” تجربه کاملا خلاف این رو نشان داده.

  2. مهدی توسط:

    ۱۲ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۹:۳۱ ب.ظ

    سلام.
    منظم اما خیلی غیرمنطقی، خیلی پا در هوا، خیلی انتزاعی، خیلی خیلی خیلی خوشبینانه.. کدوم توسعه؟! کدوم خواست برای توسعه؟! کدوم برنامه برای رسیدن به توسعه؟! ساده ترین الزامات و اساسی ترین و بدیهی ترین پیش فرضهای رسیدن به توسعه در نطفه خفه شده و در ذهن حضرات هیچ محلی از اعراب نداره وقتی در تعارض با منافع باندی و گروهی و قرائت خاصشون از جهان قرار میگیره و گرفته؛ شعار و عمل حضرات اینه در حال حاضر و ما ر این فضا نفس میکشیم: “ما و شما به خواست و برداشت و تصمیم ما غرق میشویم؛ گرچه نخواهید. حالا دست و پا بزنید ببینید به کجا میرسید!”
    کجایی میثم خان جان شما؟! در کدوم فضا نفس میکشی مرد؟! .. عجب….

  3. مهدی توسط:

    ۱۲ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۹:۴۱ ب.ظ

    حث از زندگی و مرگ ه.. بحث از بود و نبوده.. بحث از جنگ و صلح و هزار هزار کشته ی ناشی از ناکارآمدی سیستم ه: از کرور کرور هوای مسموم پر از بنزین مسموم در حلق میلیون میلیون ایرانی، از کرور کرور صنعت گر ورشکسته و سر در گم، از کرور کرور مغز فراری، از کرور کرور نسل بد اخلاق افسرده ی پرخاشگر دفرمه، از هزار قلب زندانی زانو به بغل ..

    این بازی انتخابات کجای این معادله اس مرد؟! حتی کسی مث من هم دیگه خسته اس.. کسی که همیشه میخاست و میخاد نیمه ی پر رو ببینه.. پیر شدیم و عمرمون رفت میثم.. .. رفت به خوش خیالی .. به انتظار… …

    بحث از “شعار” میکنی و من با شعورم “بین اعمال حضرات و شعارهاشون هیچ سنخیتی ندیدم و نمیبینم.. خط قرمز ما کجاست برای تن دادن به واقعیت؟! برای کوتاه کردن قد خواسته هامون به قد لباس تنگ واقعیت؟! دماغمون چسبیده به زمین میثم… جایی برای کوتاه و تنگ تر کردن این لباس نیست.. حتی به قامت ذهن محافظه کار و خوشبینی چون من…
    چقدر تلخ و “پرت” بود متن ات میثم بر خلاف غالب اوقات…
    تأکید میکنم: پرت بود واقعن
    مخلص

  4. محمد قادری توسط:

    ۱۲ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۹:۵۷ ب.ظ

    منم خیلی نظرم به این کامنت مهدی نزدیکه… گویا یه جای کار اقلن می لنگه و اون اینه که شعارها با رفتارها لزومن هیچ نزدیکی ندارن… البته شاید هم پیشرفتی از توی این شرایطی که توصیف شد در بیاد ولی نه اونقدی که حتی رسیدن به اولی ترین و بدیهی ترین چیزها به عمر ماها قد بده…

    واقعن ناامید شدیم رف.

  5. آروین توسط:

    ۱۲ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۳۰ ب.ظ

    به مهدی: من موندم تو با این دیدِ “حضرات کشتن و بردن و سوزوندن و فلان کردن و الخ”، دید جامعه‌شناختی‌ات به مسائل و واقعیت کجا می‌تونه قرار داشته باشه دقیقا؟ خلاصه که ما یه مدت شما رو گذاشتیم به حال خودت، خدایی ببین چی تحویل گرفتیم دست‌آخر، تازه به خودش هم می‌گه نیمه‌ی پربین، هه:)

  6. آروین توسط:

    ۱۲ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۳۷ ب.ظ

    به اکرم و بقیه: درسته که شعارها، به خصوص در ایران، طابق النعل بالنعل اجرا نمی‌شن و به قول شما بیشتر همون حالت شعاری رو دارن اما میثم با یه مثال به یه نکته‌ی مهم اشاره کرده که نمی‌دونم چرا نادیده گرفتین‌اش. نوشته: “برای مثال حالتی را در نظر بگیرید که احمدی­‌نژاد در انتخاباتی پیروز می‌شد که شعارهای اصلی آن به عناوینی مانند “میزان اعتقاد به اسلام و اصل ولایت فقیه” اختصاص داشت. فکر نمی­‌کنید در آن صورت بخش عمده‌ی برنامه­‌های اجرایی وی پس از پیروزی در انتخابات، با وضعیت فعلی متفاوت بود؟”
    میثم نمی‌گه اگر احمدی‌نژاد وعده‌ی بردن نفت سر سفره‌های مردم رو داد واقعا این کار رو کرد، داره ادعا می‌کنه محتوا و جهت کلی حاکم بر شعارها جهت و محتوای کلی حاکم بر برنامه‌های کلان ممکلت رو تعیین خواهد کرد نه این‌که این شعارها لزوما تا ریزترین جزئیات محقق می‌شن که نمی‌شن، می‌گه “جهت میدن” به آن‌چه که پس از اون در مملکت رخ می‌ده و لذا خوبه اون جهتی رو بگیرن که دغدغه‌های توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی درش پررنگ باشن به جای مثلا دغدغه‌های ناظر بر ضعف و قوت اسلام و ولایت فقیه و امثالهم.

  7. امیر توسط:

    ۱۳ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۸:۳۸ ب.ظ

    سلام
    من با کاملا با این دیدگاه مخالفم. تجربه نشون داده که گروه های پیروز نه تنها به وعده های انتخاباتی خودشون پایبند نیستند ، بلکه خیلی از جاها خلاف این شعارهای انتخاباتی عمل کردن. نمونه اش همین دولت عدالت محور!! که شعارش مبارزه با فساد اقتصادی بود اما خودش….

  8. سعیده توسط:

    ۱۴ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۱:۱۲ ب.ظ

    سلام
    من موافقم که وعده ها و شعارها خیلی از اون چیزی که اجرا میشه فاصله داره اما با این نظر کلی متن هم مواففقم که مطالبات مردم و گروه ها باید روی برنامه های جزیی تر و اجرایی تر متمرکز بشه تا درخواست های ایده آل گرایانه، حالا این که بعدا چه جیزی محقق بشه بحث دیگه ایه. به هر حال الان دیگه رسانه ها اونقدر قوی هستند که حتی اگر به شعارها عمل نشه مدام این مساله رو به همه گوشزد کنند.

  9. میثم هاشم خانی توسط:

    ۱۴ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۱:۴۹ ب.ظ

    اکرم، مهدی، محمد، امیر و سعیده عزیز، از نقطه نظرات ارزشمند شما ممنون و متشکر.
    عجالتا فقط نظرات رو پیگیری می کنم و با دقت می خونم. جواب اختصاصی نوشتن برای تک تک نظرات رو، انشاء… واگذار می کنم به دو الی سه روز آینده و بعد از اینکه مطمئن شدم نظر مکتوب دیگه ای در راه نخواهد بود!

    در حال حاضر فقط مایلم روی این نکته تاکید کنم که این نوشته کوتاه من، ناظر به انتخابات پیش رو یا حتی ناظر به وضعیت کشور ایران نبود. هدف من فقط تاکید روی دو مطلب بود:

    اولا به صورت بالقوه بسیاری از اتفاقات مثبتی که سطح توسعه یافتگی جوامع رو بالا می بره، به صورت بالقوه میتونه توسط سیاستمدارانی اجرا بشه که فقط و فقط به دنبال افزایش دوره حکومت خودشون در چارچوب رقابت با رقبای سیاسی شون هستند (درست مشابه این مساله که اکثریت کالاها و خدماتی دارای کیفیت و قیمت مناسب، توسط شرکت هایی ارائه میشه که فقط و فقط به دنبال ارتقای جایگاه خودشون در رقابت با سایر رقبا هستند).

    ثانیا، بسیاری از برنامه هایی که در بلندمدت تاثیر خیلی زیادی بر توسعه یافتگی جوامع دارند، مثل افزایش میانگین سطح تحصیلات در مناطق حاشیه نشین، به طور سنتی در ایران مورد توجه قشر روشنفکر نیستند که این مساله به نظرم چندان مثبت نیست.

  10. میثم هاشم خانی توسط:

    ۱۴ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۱:۵۰ ب.ظ

    اجازه بدین سه مثال در حوزه “حقوق زنان” بزنم:

    الف) در حال حاضر با پرداخت همه یارانه نقدی به سرپرست خانوار، بزرگ ترین “بازتوزیع مالی جنیسیت محور” در کشور داره انجام میشه که از قضا اعتراض به این وضعیت هزینه سیاسی خاصی هم در پی نداره. اما برای من جای سوال هست که چرا تقریبا هیچ یک از فعالان حقوق زنان تا به حال به این وضعیت اعتراض نکردند.

    ب) وضعیت مشابهی در متن قانون اخیرا مصوب مجلس در زمینه بیمه بیکاری وجود داره که همه مردان بالای ۲۵ سال رو شامل میشه، ولی زنان رو فقط تحت شرایط خیلی خاص تحت پوشش قرار میده، گویا هم اشتغال و بیمه بیکاری فقط حق مردان هست.

    ج) یک مثال دیگه هم به این مساله مربوط میشه که در بسیاری از استان های حاشیه ای ایران، نرخ حضور دختران در مقطع راهنمایی، به شدت پایین تر از پسران هست.

    خب، تصور شخصی من اینه که این سه موضوع، اهمیتی قابل مقایسه با موضوعاتی مثل “سهمیه بندی جنسیتی در کنکور سراسری” یا “عدم اجازه خروج از کشور زنان بدون اجازه همسران شان” دارند، در عینحال که هر یک از این سه موضوع به حد کافی دارای پتانسیل جذب رای هستند و در نتیجه حتی در چارچوب کمترین سطح رقابت سیاسی در کشور، به صورت بالقوه امکان اصلاحشون وجود داره.

  11. مهدی توسط:

    ۱۴ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۰۷ ب.ظ

    ممنون از جواب منطقی میثم جان؛
    اما میدونی یه پاشنه ی آشیل تحلیل تو چیه؟ منطق قدرت، اینه که تنها با “خواستن” و مطالبه کردن عمل نمیکنه به خواسته ها. قدرت برای عمل کردن به خواست زیردستها، به یه چیز دیگه احتیاج داره:
    “نظارت”! چه کسی با چه اهرمی در ایران میتونه قدرت رو، همین نماینده های مجلس رو، به عمل به قولهایی که دادن مجبور کنه؟! چه مکانیسمی براش وجود داره؟! رسانه های آزاد یا نیمه آزاد یا حتی یه خرده آزاد؟ تشکلهای آزاد یا نسبتاً آزاد صنفی؟ احزاب؟ چی؟ هیچ چی!
    پس همینه که این تحلیلت رو شدیداً پا در هوا و بی منطق میکنه عزیز.
    باز هم ممنون ازت.

  12. الف توسط:

    ۱۵ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۲:۰۲ ق.ظ

    با خوندن این نوشته احساس کردن صاحب وب سایت و نویسنده متن در ایران زندگی نمی کنند. اخه برادر من شما خیلی داری مسایل مملکت رو به صورنت گل وبلبل می بینی. اصلا پاراگراف آخرتون کاملا بی منطق بود. چرا وقتی بخش بزرگی از جامعه نمی تونه نظرات اش رو در عرصه سیاسی مطرح کنه و حق دخالت در سرنوشت آینده مملکت ازش خلع میشه باید بی خیال این قضیه بشه و بره روی شعارهای انتخاباتی اشخاص و گروه های مجاز تمرکز کنه. اگه ما ملاکهای این نظام رو در گزینش افراد قبول نداشته باشیم باید چکار کنیم؟ واقعا چرا ما باید از حق خودمون بگذریم؟؟؟
    آقا اصلا ما نسل جدید که بعد از انقلاب به دنیا اومدیم و در این حکومت بزرگ شدیم این قانون اساسی و نحوه حکومت رو قبول ندریم باید چکار کنم؟ جدا دوس دارم بدونم که کجا می تونیم نظراتمون و خواسته هامون رو مطرح کنیم؟ شما که خوب نظزریه پردازی می کنی بیا و به ما راهکار بده

  13. ahmadrastar توسط:

    ۱۵ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۹:۵۰ ق.ظ

    این مطلب شاهدی بر صدق نظر آقای میثمه:
    دیروز کاردار سفارت کانادا در تهران به وزارت امورخارجه احضار شد و مراتب اعتراض دولت ایران به وضعیت بومیان کانادا به او ابلاغ شد. به‌نظر من این یک اتفاق برد-برد است. توضیح می‌دهم.

    بومیان کانادایی وضعیت ِ مناسبی ندارند. برای کشوری با استانداردهای کانادا، شرم‌آور است که بسیاری از «اقوام اولیه»، آن‌طور که در زبان رسمی گفته می‌شود، در مناطقی زندگی می‌کنند که آب آشامیدنی در دسترس نیست. حداقل یکی از این مناطق برای زمستان امسال اعلام وضعیت ِ فوق‌العاده کرد. راه‌حل ِ این مشکل لزوما «ارسال کمک‌های انسان‌دوستانه» به این مناطق نیست. بحث ِ انتقال جمعیت‌های بومی از مناطقی که در آن‌ها امکان اشتغال نیست یکی از مواردی است که در رسانه‌های کانادا گفته شده‌است. فارغ از این جزییات، این اتفاق ِ فرخنده‌ای است که دولت ِ جمهوری اسلامی ایران به کانادا تذکر داده است. این توهین ِ بزرگی برای دولت محافظه‌کار ِ هارپر و جامعه‌ی کانادا است. من این تلنگر را به فال نیک می‌گیرم. اما اتفاق مهم‌تر نه در مناطق ِ سرخ‌پوست‌نشین ِ کانادا، یا در اتاوا، که در تهران افتاده است.

    نگویید که ایران از حقوق‌بشر استفاده‌ی ابزاری می‌کند. مهم این نیست. حاکمیت ایران تنها ساختاری نیست که حقوق‌بشر، و نظایر ِ آن را، برای پیش‌برد ِ اهدافی استفاده می‌کند که لزوما همراهیی با این مضامین ندارند. مهم این است که مفهوم «حقوق بشر» در ادبیات رسمی ِ حکومت ِ ایران وارد شده است. که شهروند ِ ایرانی «حقوق بشر» را در فارس‌نیوز می‌خواند، و نه مثلا در وبلاگ‌های شهروندی یا رسانه‌های معترض. فارس نیوز به مخاطبش می‌گوید «حقوق بشر مهم است». این یک پیروزی بزرگ است.

  14. ساغر توسط:

    ۱۵ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۳:۳۱ ب.ظ

    آخه یه چیزی هست. همیشه قدرت تو ایران خیلی متکی به فرد بوده و هست. همیشه اگر شاه “خودش” خوب بوده کارهای خوبی هم میکرده. تو انتخابات هم قضیه همینه. یعنی آدمها به فرد رای می دهند نه به برنامه اش. فرد هم اون چیزیه که قبلا بوده و تا الان “عملا” نشون داده که هست، نه اون چیزی که میخواد باشه. و منتخب هم قضیه رو اینطوری میبینه که “من” رای اوردم نه “برنامه” ی من. پس “من” با تمام لیاقتی که دارم و به خاطرش انتخاب شده ام به برنامه هام جهت میدم! میخوام بگم هنوز اون نگاه فرا فرد محور وجود نداره که بشه بر اساس اون عمل کرد. حزبی هم که نیست خب…

  15. اندیشه توسط:

    ۱۶ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۱:۳۰ ق.ظ

    به نظر من حتا با شرایط موجود طرح شعار و مطالبات بر فضای سیاسی و فعالیتهای نیروهای سیاسی منتخب تاثیرگذار خواهد بود، حتا اگر تاثیر در این حد باشد که مطالباتی که طرح می‌شود لغلغه زبان مسئولان آینده باشد. فکر می‌کنم از نظر تاریخی هم اگر بررسی کنیم می‌بینیم که وزن شعارها، حتا شعارهای کاندیدای رقیب بر دوش کاندیدای برنده می‌افته. دست‌پایین ترین این وزن را در سخنرانی های بعد از پیروزی کاندیداها می‌شود دید. من فکر نمی‌کنم همه انرژی و توان سیاسی-اجتماعی کنونی باید صرف این طرح مطالبات بشود اما باورم اینه که گفتگو درباره این گونه مطالبات به جز ایده این متن یک فایده دیگر هم داره اینه که یک بار دیگر مطالبات جامعه برای فعالان و خود مردم بازگویی می شود و به گفتگو گذاشته می‌شود این نکته اش به نظر من خوبه و باعث می شه اگر فرصت اعتراض سیاسی و اجتماعی مجددا در آینده فراهم بشه، مطالبه ها برای خود مردم و فعالان روشن تر باشه.

  16. امیر خادم توسط:

    ۱۹ دی, ۱۳۹۰ در ساعت ۱:۰۱ ق.ظ

    جهت گیری کلی نگاه این وبلاگ برایم ستایش برانگیز است. همتی عظیمی می خواهد که در چنین شرایطی تحلیل خوددارانه و متین از وقایع سیاسی ارائه بدهیم و به دام احساسات شبه‌تحلیلی نیفتیم. اما یک نکته:

    مثال جالبی درباره وضعیت زنان زدی. عینش را تکرار می کنم: «در حال حاضر با پرداخت همه یارانه نقدی به سرپرست خانوار، بزرگ ترین “بازتوزیع مالی جنیسیت محور” در کشور داره انجام میشه که از قضا اعتراض به این وضعیت هزینه سیاسی خاصی هم در پی نداره. اما برای من جای سوال هست که چرا تقریبا هیچ یک از فعالان حقوق زنان تا به حال به این وضعیت اعتراض نکردند.»

    با نیمه اولش کاملاً موافقم و با نیمه دوم مخالف. این که چنین نابرابری آشکاری وجود دارد صحیح، اما این که چرا تا کنون کسی از میان اکتیویست ها چیزی نگفته؟ دلیلش بیشتر بر این است که اکنون به ندرت اکتیویستی در ایران باقی مانده که اصلاً بخواهد چیزی بگوید. غالب فعالان حقوق زنان در حال حاضر یا با احکام جزایی واقعاً سنگین مشغول کشتی گرفتن هستند یا از کشور خارج شده‌اند و دغدغه‌هایشان به واسطه نبودن در بطن جامعه حالتی انتزاعی و گاه کاملاً پرت گرفته است.

    به عبارتی، مشکل اصلی که من در این بحث می‌بینم دقت نکردن به این نکته است که در حال حاضر به جز از مسیر چند وبلاگ (مثل همین وبلاگ خانم آروین) عملاً هیچ راهی برای اعلام دغدغه‌ها و آشکار کردن خواسته‌ها وجود ندارد. شاید تا یکسال پیش هنوز تک و توک مسیری وجود داشت اما همان‌ها هم دیگر بسته شده.

    حتی اگر بپذیریم که ایفای نقش اقلیت تاثیرگذار در حال حاضر برای ما و همفکرانمان می تواند تاثیری آشکار ولو بسیار محدود در انتخابات بگذارد (که من این را می‌پذیرم) باز با این مشکل مواجه خواهیم شد که کانال ارتباطی برای ایفای همین نقش هم بسیار کوچک (اگر نگوییم کاملاً بسته) است.

  17. یادداشت وارده: چرا رای نمی‌دهم؟ « freemehdimahmoudian توسط:

    ۱۰ اسفند, ۱۳۹۰ در ساعت ۳:۱۲ ب.ظ

    [...] قبل از آن خواندن یادداشت کاوه لاجوردی (+) و بازی اقلیت (+، +، +، +) را پیشنهاد می‌کنم. ضمن اینکه نوشته‌های رنگی [...]

Leave a comment